تک بیتی،دو بیتی،رباعی های ناب  

 

 
 
تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
 

***

بيداد كن كه از تو كسى مَرد شِكْوه نيست

‏ تو پنجه با فلك زده و ما فلک زده‏

از حسرتِ جمال تو چشمم نگاه را

در ديده دشنه كرده و بر مردمك زده

حیران قاینی

***

به یک کرشمه که در کار آسمان کردی

هنوز می پرد از شوق چشم کوکبها

؟

***

زمانه دفتر اوصاف حسن یوسف را

ز شرم روی تو برد و به چاه کنعان ریخت

شعیب جوشقانی

***

در عهد جمال تو نگیرند ز گل آب

عکس تو به هر آب که افتاد گلابست

میرغروری کاشانی

***

در خرمن كه مى‏زند آتش؟ كه همچو شمع‏

قد راست كرد و گرم شد و طرّه تاب داد

عنوان تبریزی

***

بر در مسجد گذاری کن که پیش قامتت

در سجود آیند آنهائی که قامت بسته اند

اوحدی مراغه ای

***

کبک از حیرت رفتار قیامت زایش

بسکه استاده به ره ریخته خون در پایش

صائب تبریزی

***

مى‏داد هزار جان و دل را بر باد

هر گاه كه زلف را پريشان مى‏كرد

امینی مشهدی

***

آشفته هر زمان كنى آن زلف را، مگر

دانسته ‏اى كه جاى دل بى‏قرار ماست؟

آرام یزدی

***

راست نايد كار ما با آن سراپا كار كج‏

زلف كج، مژگان كج و ابرو كج و دستار كج

زین العابدین قزوینی

***

خواهم كه به كام خويش اى مهرگسل!

در زلف دلاويز تو آويزم دل

چين در سر زلف دلكشت نگذارم

‏تا هيچ دلى در او نگيرد منزل

شرفی یزدی

***

تا دلم را سر زلف تو به دست آمده است‏

به دلم بيش‏تر از زلف، شكست آمده است

برهان ابرقوهی

***

با خيال زلف و رويت مى‏روم با صد شتاب

‏ يك قدم بر سايه دارم، يك قدم بر آفتاب

از رخت آينه مى‏گفت ز حيرت بگداز

دل سنگم همه خون شد، به چكيدن رفتم

مدهوش اصفهانی

***

نقد جان همه کس ریخته شد در قدمت

از چه رو زلف تو ای شوخ پریشان ماندست؟

غافل

***

فتاده زلف سیاهش به زیر پا آری

مقرر است که پای چراغ تاریکست

میرزا ابراهیم

***

من هم از حلقه زاهد منشان بودم لیک

حلقه زلف تو زین دایره بیرونم کرد

نیاز اصفهانی

***

آن طره ی شکسته ظفر بر دل از چه یافت

گر لشکر شکسته مظفر نمی شود

هدایت طبرستانی

***

كمان‏ ابروى! فكر من زار بلاكش كن‏

فكن در سينه‏ ام تيرى و پيكانش در آتش كن

حاکمی خوافی

***

كسى كه سجده به محراب ابروى تو نكرد

درست نيست نمازش اگر قضا نكند

نوری نیشابوری

***

هیچ طاقی به جهان چون خم ابروی تو نیست

رو به محراب که دارد که دلش سوی تو نیست

متقی اصفهانی

***

جز دو ابروی تو بر چهره که سحریست حلال

کس ندید و نشنیدست به یک مه دو هلال

ذوقی اصفهانی

***

به مژگان دوختى زخم دلم از من مشو غافل‏

كه هم كارى‏ست زخم و هم رفوى نازكى دارد

منصور هروی

***

مژگان تو دود از دل پردرد برآورد

تيرت ز تن خاكى من گرد برآورد

بابا بلخی

***

گفتم به سرم سایه کند مژگانش

برگشت چنانکه سایه هم بر گردد

بیدل کرمانشاهی

***

ترا که هر مژه تیغ کجیست زهرآلود

چه لازمست که شمشیر بر میان بندی؟

صائب تبریزی

***

گر سیه چشم تو یک شهر کشد در مستی

لعل جان بخش تو از بوسه دهد تاوان را

فروغی بسطامی

***

چشمان تو هرجا كه درِ فتنه گشايند

گويند اجل را كه برو خانه‏ نشين باش!

ميلى تُرك هروی

***

بُوَد به جانب من چشم و سوى غير، نگاهت‏

ندانم اين گنه از توست يا ز چشم سياهت

عارض اصفهانى

***

چشم مست و لعل میگون را زکاتی لازم ست

از خمارآلودگان گاهی خبر باید گرفت

صائب تبریزی

***

سپرده مرهم زخمم فلك به دست مهى‏

كه صاحب خط خوش‏بوى و خال مشكين است

كسى كه شهد محبّت چشيده، مى‏داند

كه تلخ از آن لب نوشين بِهْ ز طعم شيرين است‏

احمدمخدوم دانش

***

نوشين‏ لب تو كرده اثر در مزاج مى‏

ورنه نبود اين همه مستى، شراب را

عبدی گیلانی

***

 



 
  نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393

 




 
 
تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
 

***

تا شده‏ ام ستمكشِ مملكتِ محبتش

مرحمتى نديده‏ ام، رحم درين ديار كو؟

يار و رقيب را به هم اين‏ همه الفت از چه شد؟

شرم رقيب برطرف، تندى خوى يار كو؟

كُلَه‏جارى كاشانى

***

از گل و خاک برویند همه نخل و نهال

ای محبت تو چه نخلی که ز دل میروئی

؟

***

تا دگر بوى محبت به مشامم نرسد

خود از اين آتش جانسوز بپرهيز و برو!

شعله‏ ى آتش ديوانگى‏ ام گشته بلند

مكن اى شمع! دگر آتش ما تيز و برو!

نقى كمره ‏اى گلپايگانى

***

يارب! دل رميده ‏ى من از كجا شنيد؟

بوى محبّتى كه در آب و گل تو نيست

صبرى‏ اردستانى

***

رشته ی عمر پاره شد بسکه ز دست جور او

دوخته ام به یکدیگر سینه ی پاره پاره را

فروغی بسطامی

***

به تاراج عزیزان زلف تو عیاریی دارد

به خونریز غریبان چشم تو عیاره تر بادا

دل من پاره گشت از غم نه زان گونه که به گردد

و گر جانان بدین شادست یا رب پاره تر بادا

امیروخسرو دهلوی

***

ز کوی دوست بیخود و سرگشته میرویم

دل خسته بازمانده و چشم از قفا هنوز

عبید زاکانی

***

بی مروت یکنفس هرگز بکام من نبود

حیف اوقاتی که صرف زندگانی شد مرا

راقم

***

غم در دل من در آمد و شاد برفت

باز آمد و رخت خویش بنهاد و برفت

گفتم بتکلف که زمانی بنشین

بنشست و کنون ز رفتنش یاد برفت

مولوی

***

مپرس ای دل که چون می‌باشد آخر جان غمناکت

که من دیریست کز یادت فراموش کرده‌ام جان را

امیرخسرو دهلوی

***

مردم به من و بکار من می خندند

بر دیده ی اشکبار من می خندند

دیروز به روزگار میخندیدم

امروز به روزگار من می خندند

هجری تفرشی

***

اجلم بر سر و حسرت به دل و دیده به راه

خوش بکام دل اغیار نمود ایامم

صبای کاشانی

***

با که گردون سازگاری کرد تا با ما کند

بر مراد دانه هرگز آسیا گردیده است؟

کلیم کاشانی

***

سازد خموش تا من حسرت کشیده را

گوید شنیده ام سخن ناشنیده را

میلی ترک

***

هرچند که در دفتر اسرار عزیزان

قدری نبود خط من بی سروپا را

لیکن نشنیدی که بهنگام ضرورت

بر دسته ی گل نیز ببندند گیا را

؟

***

یا رب جزای خیر ده آن را که خون من

دانسته جای باده گلگون به جام کرد

روشن اصفهانی

***



 
  نوشته شده توسط زهرا در شنبه نوزدهم مهر 1393

 




 
 
تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب ترکی 12
 

***

ائله نازيله سوزور نازلي گؤزوندن باخيشي

يئتمه ميش گؤزگويه گؤزلردن اوزاق ياسلانيري

صائب تبریزی

***

ایاغدان دوشموشم ساقی الیمده ن توت ایاغیله

الینده ساغر زرین گوروم همواره وار اولسون

قیزیل گول غنچه سی تک لخته لخته قان اولان کونلوم

آچیلماز بیرده عالمده اگر یوزمین باهار اولسون

میرزا عبدالحسین خازن

***

گوز یاشیم دان قورخورام کونلوم ائوی ویران اولا

سرریمیز عالم لره فاش اولماغا شایان اولا

داش دییرلر صبرلن بیر گون دونر یاقوت اولار

بعلی ممکون دور بوایش کونلون گرک کی قان اولا

میرمهدی سید زاده

***

دام تزویر اهلی نین صوم و صلاتیندن حذر

"نعبد ایاک"-ده خود محض کفران آختاریر

قمری دربندی

***

ای منیم له دولانان آی ایشیقی بول سوزومی

بو کونول پاره دی سن سیز لیغا یوخدور دوزومی 

سنه هرگون گر ائدم مین قوزی قوربان آز اولار

وار خیالیم کی ائدم یاریما قوربان اوزومی

؟

***

منه هر بير درد اولسا قاشلارون لعلون دوا ائيلر

عجب هنگامه دير گور درد کيمدن دير دوا کيمدن

سالک

***

يوزونو مندن نهان ائتمك ديلرسن ، ائتمه گيل

گؤزلريم ياشين روان ائتمك ديلرسن،ائتمه گيل

 قويموشام عشقينده من كؤن و مكانين واريني

جان ندير كي قصد جان ائتمك ديلرسن ائتمه گيل

نسيمي

***

ای دئین غیره کونول وئرمه ، هانیی منده کونول ؟

سر زلفونده اولان ، بخت قرادن غیری

قئلدی مجنون کیمی چؤخلار هوس عشق ولی

دور مادی درده ، من بی سروپادن غیری

؟

***

فلیین بیر بئله دؤورو اولاجاغمش، نه‌بیلیم؟

سارالیب، باغ و گولوستان سولاجاغمش، نه‌بیلیم؟

عاشیقه ناز ائله‌مک عادت اولوب معشوقه

بو قدر ناز ائله‌ییب جان آلاجاغمش، نه‌بیلیم؟

حسنعلی خان قاراداغی

***

آشيان مرغ دل، زلف پريشانيندادير

قاندا اولسام ائي پري كؤنلوم سنين يانيندادير

بس كي هيجرانيندادير خاصيت قطع حيات

اول حيات اهلينه حئيرانام كي هيجرانيندادير

فضولي

***

ﺍﻳﭽﻴﺐ ﻫﺮ ﺷﺎﻡ ﻣﺌﻲ ﻳﺎﺭ ﺍﻳﻠﻪ ﺍﺋﻴﻠﻪ ﺩﻳﻢ ﻫﺮﺳﺤﺮ ﺗﻮﺑﻪ

ﺳﻴﻨﺎﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻴﺸﻪ ﻱ ﻣﺌﻲ ﺩﻳﺮ ﻣﮕﺮ ﺗﻮﺑﻪ

ﺧﻴﺎﻟﻴﻤﺪﺍﻥ ﺧﻄﻮﺭ ﺍﺋﺘﻤﺰﺩﻱ ﻛﻴﻢ ﺩﻟﺒﺮ ﺍﻭﻻ ﺳﺎﻗﻲ

ﺑﺎﻏﻴﺸﻼ ﺟﻮﺭﻣﻮﻣﻮ ﻛﻴﻢ ، ﺍﺋﻴﻠﻪ ﻣﻴﺸﺪﻳﻢ ﺑﻲ ﺧﺒﺮ ﺗﻮﺑﻪ

سید عظیم شیروانی

***

ایسته رم یاره یازام هجرده حال و دیلمی 

واحدا نطق گلیر می بو چنین تحریره

علی آقا واحد

***

دونیالار علمینه عالیم اولانا باش چکه سن

دئیه جک آزجا بیلیر آرتیغینی بیلمه لی دیر

یئدی قات جهلیده علم آنلامینی بیلمه یه رک

عالیمم سؤیله یه نین احوالی چوخ گولمه لی دیر

حکیم هیدجی

***

تنگ اولور باشیما تک لیک ساری، عا لم گئجه لر

بیر نفر اولمادی منله اولا همدم گئجه لر

بیر منم، بیر بو قلم ، بیرده بو ویرانه کونول

اوچوموزده گلیریک ناله یه باهم گئجه لر

عباس بارز

***

گوره سن من نئیه یا رب بئله نالان اولدوم

غلط ائتدیم کی سنه واله و حیران اولدوم

اودا یاخدین من بیچاره نی پروانه کیمی

آجیقین گئلدی مگر عاشق انسان اولدوم

شیخ ابوالقاسم نباتی

***



:: موضوعات مرتبط: سچیلمیش تورکی شعرلر
 
  نوشته شده توسط زهرا در شنبه نوزدهم مهر 1393

 




 
 
تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
 

 

با شاعران امروز

 

اگر چه در پی آهو دویده ام چون شیر

به من اهالی جنگل شکار می گویند

 مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند

کنار گل مگر از حسنِ خار می گویند؟

بهمن کاظمی

***

چنان دشوار می دانم شب کوچ نگاهت را

کـــه از آغـــاز ، پایان ِ تــو را در حال تمرینم

محمد سلمانی

***

اندوه راه خانه ی ما را نمی گرفت

آدم اگر به وصلت حوا نمی رسید

صادق حسینی

***

من خام بودم، داغ دوری پخته ام کرد

عمری که پایت سوختم قابل ندارد

من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی:

"از برف اگر آدم بسازی دل ندارد ..."

مهدی فرجی

***

دردمندان را دوایی جز نگاه یار نیست

چاره ی شوریدگی جز بوسه ی دلدار نیست

ای سراپا زندگی ، بر من ببخشا بوسه ای

چون تو آرام دلی ، در شهر ما بسیار نیست

حمید حمیدی زاده

***

می تواند از خودش تا کی مرا پنهان کند؟

عشق، قابیل است؛ قابیلی که سرگردان هنوز

کشته خود را نمی داند کجا پنهان کند!

در خودش، من را فرو خورده ست، می خواهد چه قدر

ماه را بیهوده پشت ابرها پنهان کند؟!

نجمه زارع

***

ديروز را دانسته آمديم

امروز ندانسته عاشقيم

و فردا روز را ... ای رِندِ مانده بر دوراهیِ دريا و دايره

خدا را چه ديده‌ای!

علی صالحی

***

اینکه در آغوش من بودی دلیلی ساده داشت:

گنج معمولاً میان خانه ای ویرانه است!

اصغر عظیمی مهر

***

هر جا که باشی منطق آیینه ها این است

در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست

ای سرنوشت شوم ، جام شوکرانت کو ؟

این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست

احسان اكابری

***

حسن باران این است
که زمینی ست،ولی
آسمانی شده است
و به امداد زمین می آید...

مجتبي كاشاني

***

هنوز بعد تو سرگرم خاطرات توام

تو ای ستاره چه دنباله دار می گذری

برای با تو نشستن اگر چه من هیچم

برای بودن با من تو بهترین فردی

احسان اكابری

***

ای آنکه پس از ما به جهان می تازی

می دان که جهان پر است از تن نازی

سرگرم مشو به یاوه در هر بازی

ورنه همه هستی خود می بازی

مجتبي كاشاني

***

 تیر از جایی که فکرش را نمی کردم رسید

دوری از آن دلبر ابروکمان بی فایده است

 در من ِ عاشق توان ِ ذره ای پرهیز نیست

پرت کن ما را به دوزخ، امتحان بی فایده است

بهمن کاظمی

***

 جهان زیباست بی تردید باید دید ولذت برد

چـــرا باید نگاهی تیــــره بر دنیــا بیندازم؟

کمی پیرم ولی پیری که، عمری عاشقی کرده

نمی خواهم  خودم  را  از  تک  و  از  تا بیندازم

محمد سلمانی

***

پرواز هم دیگر رویای این پرنده نبود

دانه دانه پرهایش را چید

تا بر این بالش خواب دیگری ببیند!

گروس عبدالملکیان

***



 
  نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه چهاردهم مهر 1393

 




 
 
تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
 

***

بر در هرکس که رفتم حلقه ای بر در زدم

آمد آوازی که مهانند صاحب خانه ها

مختاربیگ اسیری

***

امتحان کرده ام این شوره زمین را صدبار

مهر تخمیست، که در خاک بنی آدم نیست

شوکت

***

خواندم و دیدم سراسر دفتر ایام را

پای تا سر ناتمامی بود و سر تا پا غلط

شهید بلخی

***

از جور روزگار نداریم شکوه ای

این گرگ را به قیمت یوسف خریده ایم

صائب تبریزی

***

زود خندیدی و خالی نشد از گریه دلم

امشب از دست تو ای صبح دلی پر دارم

غیاثای حلوائی

***

خون می خورد چو تیغ درین دور هر که او

یک رو و یک زبان بود از پاک گوهری

مانند شانه هرکه دو روست و صد زبان

بر فرق خویش دهندش بسروری

ابن یمین

***

به خرابی من ای ساقی دوران آخر

آنقدر سعی نمودی که خرابم کردی

؟

***

در مشق جنون گرچه سر آمد همه ی عمر

خطی که توان داد بدستی ننوشتیم

صائب تبریزی

***

می کند پهلو تهی از بینوایان آسمان

در بغل هرگز نگیرد تیر بی پر را کمان

؟

***

عادت بخت من نبود اینکه تو یادم آوری

نقد چنین کم اوفتد خاصه بدست مفلسی

سعدی

***

نشئه از باده ندیدیم و طرب از مستی

خاک محنت زده ای بود گل ساغر ما

کلیم کاشانی

***

تو ای مطاع محبت چگونه کالائی

که قیمت تو نه بایع نه مشتری داند

درویش مجید طالقانی

***

جز محبت هر چه بودم سود در محشر نداشت

دین و دانش عرضه کردم کس بچیزی بر نداشت

نظیری نیشابوری

***

گر ترک چشم رهزنت نشناخت قدر دل چه شد

قیمت چه داند لشکری جنس به غارت برده را

کلیم کاشانی

***

گویند برانگیز شفیعی ببر دوست

آنکس که تو را دید چه در فکر دل ماست

وصال شیرازی

***

شاهکاری هست هر صنعت گری را در جهان

شاهکار آفرینش خلقت زیبای تست

وثوق الدوله

***

مردمان در من و حیرانی من حیرانند

من در انکس که ترا بیند و حیران نشود

امیرخسرو دهلوی

***

به من روز جدائی وعده ها کردی و میترسم

که آن را برده باشد امتداد هجر از یادت

حالتی ترکمان

***

شد خون جگر از تو نصیبم مگر ای عشق

در خوان تو جز خون جگر ماحضری نیست

عبرت نائینی

***

سیاه بختی ما بین که هر چه یار گره

گشود از سر گیسو به ابروان پیوست

ذوقی اصفهانی

***

مکن آزار من دلشده کز بهر تو هم

روزگار و فلک و گردش ایامی هست

؟

***

زین خانه رم مکن که ز آهو وشان شهر

کس جز تو ره نجسته به کاشانه ام هنوز

پژمان بختیاری

***

 



 
  نوشته شده توسط زهرا در جمعه یازدهم مهر 1393

 




 
 
تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
 

***

ای که داری هوس بوسه ی کنج دهنش

باخبر باش که آن چاه ذقن در پیش است

صائب تبریزی

***

آنقدر همرهی از طالع خود می خواهم

که پر از بوسه کنم چاه زنخدان تو را

صائب تبریزی

***

قسمت چنین شدست که ساقی روزگار

جای میم لبالب خون کرده جام را

سنا

***

باغبان دهر نخل عمر را آبی نداد

کاشتن دانسته پروردن نمی داند که چیست

؟

***

هرکه چون تیغ مدارش کجی و خونریزیست

خلق عالم همه گویند که جوهر دارد

صائب تبریزی

***

مرا ز یاد تو بُرد و تو را ز دیده من

ستم زمانه از این بیشتر چه خواهد کرد

صائب تبریزی

***

درین بازار بشکن قدر خود را

که گیتی جنس ارزان می پسندد

سعید حکیم

***

بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان

بهرجفا که توانی که سنگ زیرینم

سعدی

***

"محتشم" شکسته دل تا به تو شوخ بسته دل

داده بدست ظالمی مملکت خراب را

محتشم کاشانی

***

همه جا با همه کس رخ منما بهر خدا

هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است

وصال شیرازی

***

ناورد تاب وداعش دل بی تاب ای کاش

که نهان بار سفر بندد و غافل برود

فراری گیلانی

***

کرد بی جا دلم از طره جانانه جدا

دست مشاطه الهی شود از شانه جدا

مخلص کاشانی

***

هزار سوزن پولاد در دل است مرا

از اين حريرقبايان كه دوش بر دوشند

بابافغانی شیرازی

***

كرده‏ ام عهد كه تا صبح قيامت ندمد

از سواد شب گيسوى تو بيرون نروم

لسانی شیرازی

***

تو از غرور و من از شوق، غافليم ز هم‏

چو عكس آينه با آن كه در كنار هميم

ابوالحسن شیرازی

***

چراغ‏ افروز بزم عشرتم شد آتشين‏ رويى‏

كه هر پنهان نگاهش آتش صد خرمن است امشب

بارى اصفهانى

***

تمام عمرِ نگاهم به بام و در فرسود

چو يار جلوه‏ گر آمد، نظر ز پا افتاد

اصفهانى - اكسير

***

از مداراى تو در كشتن من مى‏ترسم‏

از پشيمان شدنت بس‏كه تأمل دارى

الفت سنندجی

***

اجل آمد كه خلاصى دهد از هجر، مرا

بود بى‏ طالعى من كه پشيمان شد و رفت

در غمت رشته‏ ى عمرى كه به كف بود مرا

صرف در دوختن چاك گريبان شد و رفت

مشفقى بخارايى مروزى

***

به بدمعاملگى شهره آن‏چنان شده ‏اى

كه هيچ‏كس به تو سودا نمى‏تواند كرد

مونسی شوشتری

***

آن‏كه هر دم در ره او مى‏فكندم خويش را

راه مى‏گردانم اكنون هر كجا مى‏بينمش

وحشی بافقی

***

دل غرّه به صبر است، خدايا برسانش

دردى كه كم از محنت ايوب نباشد

شانى تَكَلّو

***

 

 



 
  نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه ششم مهر 1393

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

.............. مطالب قدیمی‌تر >>
 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by takbayti
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

 

.:: About ::.

شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد

من مرثیه ساز دل دیوانه ی خویشم

.:: Categories ::.

اشعار ناب فارسی
سچیلمیش تورکی شعرلر
شاعران برون مرزی
مذهبی
شاعران امروز

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
استخاره
چت روم
تورکی شاه بیت لری ( فیسبوک)
تک بیت های ناب (فیسبوک)
اشعار ناب- وبلاگ ديگر نويسنده
خلوت من- وبلاگ ديگر نويسنده
اشعار عاشورايي- وبلاگ ديگر نويسنده
وامق
تار آذربایجان
باهم زندگی( دخترباران - واله)
نی زیباترین ساز دل
تئلیم خان
اشعار ترکی و فارسی(کیان)
نانوشته ها یا نان و شته ها(هذیانهای بی کسی)
سكسه هاي يك مست
از آن شبی که برنگشتی...
احادیث قدسی
شکوه لحظه ها
دل بریده
عارفانه
عاشقانه ( سکوت)
تک بیت روز
اشعار طنز فارسي
عاشقانه ها
کتابخانه دیجیتال فرهنگسرای عطار
زهی عشق
طلوع روشنایی
یادگیری فوق سریع لغات زبان
شعرهای بسیار زیبا
بهترين و زيباترين اشعار و قطعات فارسی
حرف هایی برای نگفتن
هم قافیه با باران

.:: LinkDump ::.

اشعار مذهبی- وبلاگ دیگر نویسنده
خلوت من- وبلاگ دیگر نویسنده
اشعار ناب - وبلاگ دیگر نویسنده
لیست تمام پیوند ها

.:: Others ::.

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

فال حافظ

Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net

.:: Archive ::.

مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
ادامه ی آرشیو ماهانه