تک بیتی،دو بیتی،رباعی های ناب
 

به من بسیار می ماند، نمی دانم که صنع حق

مرا از خاک غم یا خاک غم را آفرید از من( قصاب کاشانی)

***

تپیدن ، سوختن، در خاک و خون غلطیدن و مردن

بحمدالله که درد عاشقی تدبیرها دارد( عالی شیرازی)

***

سراغ یار می پرسم به هر کس می رسم اما

به خود آهسته می گویم که یا رب بی خبر باشد( وحید قزوینی)

***

عشق یکرنگی تقاضا می کند این روشن است

ورنه شمع آتش چرا زد همچو خود پروانه را(صائب)

***

ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود

تسبیح شیخ و خرقه رند شراب خوار (حافظ)

***

خدا را! بهر حرفی آن دو لعل دلگشا بگشا

اگر از بهر ما نگشایی از بهر خدا بگشا( مشتاق اصفهانی)

***

یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب

ز آن شب دگر، به چشم ندیدیم خواب را( سلمان ساوجی)

***

خدنگ طعنه دایم سوی تیرانداز برگردد

کسی را قدر مشکن، گر نخواهی کم بها گردی(کلیم کاشانی)

***

رشته گر باریک باشد در محبت باک نیست

جهد کن تا از کشاکش نگسلانی رشته را (شانی تکلو)

***

گفتمش: زیباترین لبخند چیست؟

گفت: لبخندی که عشق سربلند

وقت مردن بر لب مردان نشاند

***  

رفت از نظر و، ز دل نرفت این غلط است

کز دل برود، هر آنکه از دیده برفت( میر دودی)

***

ناله را هرچند می خواهم که پنهان برکشم

سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

***

 رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمی دانم

شوم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد

***

ساقی ز بیخود کردنم یک لحظه خودداری مکن

تا می توانی می بده اشک مرا جاری مکن(سوا)

***

 رحم در عالم اگر هست اجل دارد و بس

کاین همه طایر روح از قفس آزاد کند(کلیم کاشانی)

***

شیرین دهنا! این همه شیرین نتوان بود

شیری که تو خوردی؟ مگر از شیره جان بود؟(هلالی جغتایی)

***

عمر خود را می دهم چون بوی گل بر باد، من

تا شوم چون غنچه از این تنگنا آزاد، من

عمر من مانند شبنم از شبی افزون نبود

خنده کردم صبحدم بر عمر بی بنیاد، من(محمد قهرمان)

***

شمع، گیرم که پس از کشتن پروانه گریست

قاتل از گریه بیجا گنهش پاک نشد( صابر همدانی)

***

طرفه حالیست که عاشق شب هجران دارد

خواب ناکردن و صد خواب پریشان دیدن( صبوری تبریزی)

***

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟( شهریار)

***

فریاد از آن نرگس مستی که تو داری

آه از دل بیگانه پرستی که تو داری( محمد سبزواری)

***

گرگ درنده ای تاخت بمن بنام زندگی

پنجه که در جگر زند نام نهد نفس مرا

***

فریاد دل، به شادی و غم یکنواخت بود

در روز جشن، چون شب ماتم گریستم(نوشین)

***

کسی لاف وفا داری زند با بی وفای خود

که او را بهر خود خواهد، نه او را از برای خود(هجری قمی)

***

عشق شیریست قوی پنجه و می گوید فاش

هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ما( ادیب نیشابوری)

***

عشق بحریست که چون بر سر طوفان آرد

دست شستن ز متاع دو جهان ساحل اوست( صائب)

***

به گریه بر سر راهش فتادم بودم دوش

به خنده گفت از این رهگذر چه می خواهی؟

***

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم

زیر قول دلم آبا بزنم یا نزنم( قیصرامین پور)

***

چون جام در این میکده از دست حریفان

خون می خورم و زَهره فریاد ندارم

***

کسی کز فرقت شیرین لبی جان داده می داند

چه تلخی تا قیامت در مذاق کوهکن مانده( مشتاق اصفهانی)

***

عمر اگر خوش گذرد، زندگی نوح کم است

ور به سختی گذرد، نیم نفس بسیار است( حسن بیک رفیع)

***

کشته شوم هر دمی پیش تو جرجیس وار

سر بنهادن ز من وز تو زدن تیغ تیز( مولانا)

***

مگر پیمانه هستی به سنگ نیستی کوبم

وگرنه نشکنم تا زنده هستم عهد و پیمانت( همایون کرمانی)

***

ندانم غمزه ساقی، چه افسون کرد در کارش؟

که امشب محتسب در میکده رندانه می رقصد( گرامی هندی)

***

وه چه شود اگر شبی؟ بر لب من نهی لبی

تا به لب تو بسپرم، جانِ به لب رسیده را(شاپورتهرانی)

***

عزم آن دارم که امشب نیم مست

پای کوبان، کوزه دَردی به دست

سر به بازار قلندر در نهم

پس به یک ساعت ببازم هر چه هست(عطار)

***

هرگز نبوده ایم، فراموش روزگار

اول بلا، ز خانه من یاد می کند(نجدی گیلانی)

*** 

[ یکشنبه نهم اسفند 1388 ] [ 12:26 ] [ زهرا ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد

من مرثیه ساز دل دیوانه ی خویشم
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

فال حافظ

Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net