تک بیتی،دو بیتی،رباعی های ناب  

 

 
 
تک بیتی -دو بیتی- رباعی های ناب ناب ناب
 

 


***
خویش را از ساحل افکندم در آب،

لیک از ژرفای دریا بی خبر (سهراب سپهري)

***

یا خم می، یا سبو، یا خشت، یا پیمانه کن

بیش ازین در پا میفکن خاکسار خویش را (صائب تبريزي)

 ***
تا لب می‌پرست او داد شراب مستیم

مفتی شهر می‌خورد حسرت می پرستیم

کاش به کوی نیستی خاک شوم که آن پری

چهره نشان نمی‌دهد تا به حجاب هستیم(فروغي بسطامي)

***

ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاع

رفتی و جدا زان رخ خورشید شعاع

هیهات که جان وداع تن کرد و نداد

چندان مهلت که تن شتابد به وداع(وحشي بافقي)

***

روزها رفتند و من ديگر

خود نمي دانم كدامينم

آن من سرسخت مغرورم

يا من مغلوب ديرينم؟(فروغ فرخزاد)

***

مستست بتا چشم تو و تیر به دست

بس کس که به تیر چشم مست تو بخست

پوشد عارضت زره عذرش هست

از تیر بترسد همه کس خاصه ز مست(سنايي)

***

ای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد

رخ در رخ یار نازنین خواهی کرد

از ماش بسی دعا و خدمت برسان

گو یاد ز دوستان چنین خواهی کرد؟(سعدي)

***

ای چرخ که با مردم نادان یاری

هر لحظه بر اهل فضل، غم می‌باری

پیوسته ز تو، بر دل من بار غمیست

گویا که ز اهل دانشم پنداری(شيخ بهايي)

***

قاصدان را یکقلم نومید کردن خوب نیست

نامه ي ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت (صائب تبريزي)

 ***

ای برده به چین زلف، تاب دل من

وی کشته به سحر غمزه، خواب دل من

در خواب، مده رهم به خاطر که مباد

بیدار شوی ز اضطراب دل من(شيخ بهايي)

***

سیل از بساط خانه بدوشان چه می‌برد؟

ملک خراب را غمی از ترک تاز نیست (صائب تبريزي)

***

ديدمت شبي به خواب و سرخوشم

وه ... مگر به خواب ها بينمت

غنچه نيستي كه مست اشتياق

خيزم و ز شاخه ها بچينمت(فروغ فرخزاد)

 ***

پشت و روی باغ دنیا را مکرر دیده‌ایم

چون گل رعنا، خزان و نوبهاری بیش نیست (صائب تبريزي)

***

دود می خیزد ز خلوتگاه من

کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟

با درون سوخته دارم سخن

کی به پایان می رسد افسانه ام ؟(سهراب سپهري)

***

بشكاف خاك را و ببين آنگه

بي مهري زمانه ي رسوا را( پروين اعتصامي)

***

تا در ره عشق آشنای تو شدم

با سد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر

مجنون زمانه از برای تو شدم(وحشي بافقي)

***

ای عشق توم ان عذابی لشدید

ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید

شب آمد و جمله خلق را خواب ببرد

کو خواب من ای جان مگرش گرگ درید(مولوي)

***

از بس كه عمر تلخ جدائى دراز شد‎

ترسم مرا ببينى و نشناسى اين منم

گر سر نهم به كوه و بيابان شگفت نيست‎

ديوانه غم تو و دورى ميهنم (‍ژاله اصفهاني)

***

ای نسیم پیرهن بر گرد از کنعان به مصر

شعله شوق مرا حاجت به دامان تو نیست (صائب تبريزي)

***

منم آن آذرين مرغي که في‌الحال

بسوزم عالم ار برهم زنم بال

مصور گر کشد نقشم به گلشن

بسوزد گلشن از تاثير تمثال(باباطاهر)

***

در دام تو هر کس که گرفتارترست

در چشم تو ای جان جهان خوارترست

وان دل که ترا به جان خریدار ترست

ای دوست به اتفاق غمخوار ترست(سنايي)

 ***

گر محتسب شکست خم میفروش را

دست دعای باده پرستان شکسته نیست (صائب تبريزي)

***

تا از دو چشم مستت بیمار و دردمندیم

هم ایمن از بلاییم، هم فارغ از گزندیم

گفتی برو ز کویم تا پای رفتنت هست

زین جا کجا توان رفت زیرا که پای‌بندیم

***

اي دل، فلك سفله كج مدار است

صد بيم خزانش بهر بهار است

باغي كه در آن آشيانه كردي

منزلگه صياد جانشكار است( پروين اعتصامي)

 ***

ز خنده رویی گردون، فریب رحم مخور

که رخنه‌های قفس، رخنه رهایی نیست (صائب تبريزي)

***

دل در پی دلدار بسی تاخت و نشد

هر خشک و تری که داشت در باخت و نشد

بیچاره به کنج سینه بنشست بمکر

هر حیله و فن که داشت پرداخت و نشد(مولوي)

***

پيراهن كبود پر از عطر خويش را‎

برداشتم كه باز بپوشم پى بهار‎

ديدم ستاره هاى نگاهت هنوز هم

در آسمان آبى آن مانده يادگار‎(‍ژاله اصفهاني)

***

دلي نازک بسان شيشه ديرم

اگر آهي کشم انديشه ديرم

سرشکم گر بود خونين عجب نيست

مو آن نخلم که در خون ريشه ديرم(باباطاهر)

***

تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم

آهسته ز فرقت تو فریاد کنم

وقت است که دست از دهن بردارم

از دست غمت هزار بیداد کنم(وحشي بافقي)

***

هر دم ای گل از تو در گلشن فغان تازه است

عندلیبان کهن را داستان تازه است

تا کدامین خسته را کشتی ز تیغ بی‌دریغ

زان که بر دامانت از خونش نشان تازه است(فروغي بسطامي)

***

فردا که به محشر اندر آید زن و مرد

از بیم حساب رویها گردد زرد

من عشق ترا به کف نهم پیش برم

گویم که حساب من از این باید کرد(مولوي)

***

ديشب که دلم ز تاب هجران ميسوخت

اشکم همه در ديده گريان ميسوخت

. ميسوختم آن چنان که غير از دل تو

بر من دل کافر و مسلمان ميسوخت(ابوسعيد ابوالخير)

***

اي دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پيش از اينت گر كه در خود داشتم

هر كسي را تو نمي انگاشتم(فروغ فرخزاد)

***



 
  نوشته شده توسط زهرا در شنبه بیست و ششم آذر 1390

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by takbayti
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

 

.:: About ::.

شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد

من مرثیه ساز دل دیوانه ی خویشم

.:: Categories ::.

اشعار ناب فارسی
سچیلمیش تورکی شعرلر
شاعران برون مرزی
مذهبی
شاعران امروز

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
استخاره
چت روم
تورکی شاه بیت لری ( فیسبوک)
تک بیت های ناب (فیسبوک)
اشعار ناب- وبلاگ ديگر نويسنده
خلوت من- وبلاگ ديگر نويسنده
اشعار عاشورايي- وبلاگ ديگر نويسنده
وامق
تار آذربایجان
باهم زندگی( دخترباران - واله)
نی زیباترین ساز دل
تئلیم خان
اشعار ترکی و فارسی(کیان)
نانوشته ها یا نان و شته ها(هذیانهای بی کسی)
سكسه هاي يك مست
از آن شبی که برنگشتی...
احادیث قدسی
شکوه لحظه ها
دل بریده
عارفانه
عاشقانه ( سکوت)
تک بیت روز
اشعار طنز فارسي
عاشقانه ها
کتابخانه دیجیتال فرهنگسرای عطار
زهی عشق
طلوع روشنایی
یادگیری فوق سریع لغات زبان
شعرهای بسیار زیبا
بهترين و زيباترين اشعار و قطعات فارسی
حرف هایی برای نگفتن
هم قافیه با باران

.:: LinkDump ::.

اشعار مذهبی- وبلاگ دیگر نویسنده
خلوت من- وبلاگ دیگر نویسنده
اشعار ناب - وبلاگ دیگر نویسنده
لیست تمام پیوند ها

.:: Others ::.

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

فال حافظ

Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net

.:: Archive ::.

مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
ادامه ی آرشیو ماهانه