تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
به کدام مذهب است این، به کدام ملت است این
که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟ (فخرالدین عراقی)
***
هر که را دیدیم از مجنون و عشقش قصه گفت
کاش می گفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت ( حامد تبریزی)
***
چه فارغبال می گشتم درین عالم اگر میشد
غم امروز چون اندیشه فردا فراموشم(صاتب)
***
هوای سیر گلشن رفته است و بال و پر رفته
هوسها کاش می رفتند، با عمر به سر رفته (کلیم کاشانی)
***
من کجا، هجر کجا، ای فلک کج رفتار؟
به همین داغ بسوزی که مرا سوخته ای( صائب)
***
به من بگویید فرزانه گان رنگ و بوم و قلم
چگونه خورشیدی را ترسیم می کنید
که ترسیمش
سراسر خاک را خاکستر نمی کند؟(حسین پناهی)
***
خیمه انس مزن بر در این کهنه رباط
که اساسش همه بی موقع و بی بنیاد است (خواجوی کرمانی)
***
به پایت سر نهادم تا سر و سامان من باشی
به راهت جان فدا کردم، مگر جانان من باشی( مشفق کاشانی)
***
کجا رسد به تو مکتوب گریه آلودم؟
که باد هم نبرد، کاغذی که نم دارد
***
آخر چه شد که این همه نامهربان شدی
چیزی که خوش نداشتم ای دوست! آن شدی(کرم دخت)
***
به پیری گر نمی خواهی که محتاج عصا گردی
ز پا افتادگان را در جوانی دستگیری کن ( صائب)
***
کار من و دل در عشق افتاده بسی مشکل
من در پی مستوری دل در پی رسوایی (محرم اصفهانی)
***
من به باغی باغبانی می کنم با چشم تر
کز درختش دیگران گلهای رنگین می برند(بسطامی)
***
هرگز لب من چاشنی خنده ندانست
چون غنچه آفت زده نشکفتم و رفتم( پاشای تبریزی)
***
آرزو بد نیست طغیانش بد است
هست دریا خوب و طوفانش بد است
***
به دنبال هوای دل ز غفلت می روی اما
به جان خواهی رسیدن زین سفر، روزی که واگردی
***
به پیش شمع اگر پروانه سوزد نیست دشوارش
چه باک از سوختن آن را که بر بالین بود یارش (جدایی خوانساری)
***
هبچ کس جانا نمی سوزد چراغش تا به صبح
پُر مخند ای صبح صادق بر شب تار کسی(جوینی)
***
به ستوه آمدم ای مرگ، چندین دیر چرا؟
بسته غم راه گلو، این همه تاخیر چرا؟( امیرسنقری)
***
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد