تک بیتی، دوبیتی،رباعی های ناب
***
من جام حبابم به کف ساقی مستم
رفتم به رخش باز کنم دیده شکستم
عالی شیرازی
***
زاهد غرور طاعت و ما خجلت گناه
آورده ایم تا تو پسندی کدام را
شفایی اصفهانی
***
یک روز صبا بوی گلی برد به یعقوب
بگریست که این نکهت پیراهن ما نیست
نوعی خبوشانی
***
گر به من در حرفی ای ساقی من اینجا نیستم
مدتی شد تا مرا ذوق تماشا برده است
عبدالرزاق فیاض لاهیجی
***
نامه ی شوق تو بر بال کبوتر بستم
می دود اشک که تا دانه به راهش ریزد
عالی شیرازی
***
ای فلک افتادگان را پر به چشم کم مبین
خاطر آیینه را آهی مکدر می کند
عبدالرزاق فیاض لاهیجی
***
شده از اتش غیرت دل صافم به تو سخت
بگداز آینه ام رفته و خارا شده است
میرزا داود
***
لـذّتـي از تيــغ او دارم کـه چـاک سـيـنـهام
چون خمـارآلود نـتوانـد لب از خمـيازه بسـت
عماد الدین میرالهی
***
خدا گواست که گر آنچه گفته ام نکنی
ز حرف تلخ ترا تلخکام خواهم کرد
هاتف اصفهانی
***
رشک آیدم ز مردمک دیده بارها
کین شوخ دیده چند بیند جمال دوست
سعدی
***
غبارم کن خدایا در رهی کآن مه گذر دارد
مگر دامن کشان روزی مرا از خاک برداد
فنائی طوسی
***
هم مگر مژده وصل تو بگوشم خوانند
صبح محشر که از آن خواب گران برخیزم
وصال شیرازی
***
عشق بالاتر از آنست که در وصف آید
چرخ کبکیست که در چنگل این شهباز است
صائب تبریزی
***
بگو بخواب که امشب میا به دیده ی من
جزیره ای که مکان تو بود آب گرفت
ظهیر کرمانی
***
مرا هر شب چو دزدان خواب گرد چشم تر گردد
دلم را با غمت بیدار بیند باز برگردد
علی احمد یا نشانی دهلوی
***
بیار جام و بپیما به شیخ ور نخورد
باو بگوی که تاکش ز خاک اوقافست
وصال شیرازی
***
توبه کردیم ز می خوردن و اینک ساقی
فصل گل آمد و از کرده پشیمانم باشیم
ذوقی اردستانی
***
كعبه ى سوختگان، طرّه ى دلدار تو بود
حجر اسود پروانه ى شب تار تو بود
عارف
***
دو روز شد كه وفا مىكند، نمىدانم
كه تا چه مصلحت آن شوخ بىوفا ديده؟
قاضى عبداللَّه
***
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد