تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب

***

در جام و شیشه نشئه می بی تفاوت است

پُر دیده ایم پست و بلند زمانه را

راقم مشهدی

***

خرابی رنگ سبقت ریخت بر طرح بنای من

فتد از سایه ی خود پیشتر بر خاک، دیوارم

فطرت مشهدی

***

دلم شکسته و تن ناتوان و جان بی تاب

قرار بهتر از این چیست بی قراری را

جامع شیرازی

***

اگر جان مطلب است، این جان، وگر دل مطلب است، این دل

به مژگان می زنی حرفی، نمی فهمم چه می گویی

صامت اصفهانی

***

کسی چون موج تا کی در کمند پیچ و تاب افتد؟

در این دریا به قدر یک حباب آرام می خواهم

صامت اصفهانی

***

نگاهبانی دل را به چشم تر میگذار

متاع خویش درین خانه ی دو در مگذار

راقم مشهدی

***

فریب نسبت ابنای روزگار مخور

شکست شیشه ز سنگ است اگرچه از سنگ است

راقم مشهدی

***

یا رب چه بلایی است محبت که ز شرحش

خود عاجز و دانند همه راز نهانم

جامع شیرازی

***

پیوند عیش از دل بی غم گسستن است

این قفل زنگ بسته، کلیدش شکستن است

راقم مشهدی

***

زبان تا چند دست و پا کند در عرض مطلبها؟

خوشا محشر که می آید ز دست و پا سخن گفتن

تنهای قمی

***

به زنجیر سر زلفش دل دیوانه را بستم

به این شادم که  از چنگ چنین دیوانه ای رستم

جلوه ی شیرازی

***

می کنم از تنگ میدانی سفر در خویشتن

در بیابانی که صحرا بر سر هم ریخته

تنهای قمی

***

اسرار غمش گفتم در سينه نهان دارم
رسواي جهانم كرد اين رنگ پريدن‌ها
يغماي جندقي

***

از دفتر وصال تو چون طفل خودنما

يك حرف خوانده‌ايم و به صد جا نوشته‌ايم
شكيبي اصفهاني

***

آخر كشيد ديده ز دل انتقام خويش

من هم چه گريه‌ها كه نكردم بكام خويش

روزي كه عشق او در ميخانه مي‌گشود

هر كس به قدر حوصله پر كرد جام خويش
واحد اصفهاني

***

صد مرحله در پیش و دمی بیش نداریم

ای بخت شتابی کن و ای عمر درنگی

تنهای قمی

***

هر چند شب آزرده تر از کوی توایم

پیش از همه کس روز دگر، سوی توایم

گلخنی

***

چه حاجب است به می، جوش خوردگان جنون را

دل گداخته چون شیشه، شیشهِ شیشه شراب است

تنهای قمی

***

با شاعران معاصر

با شاعران معاصر

سکوت نیست

اگر لب گذاشتم بر هم

گرفته بغض گلوی مرا

که دم نزنم

امیراکبرزاده

***

نیامدن

هزار بهانه میخواست و

آمدن یکی...

سیدعلی صالحی

***

کنار دریا

عاشق باشی... عاشق تر می شوی

و اگر دیوانه... دیوانه تر

این خاصیت دریاست

به همه چیز

وسعتی از جنون می بخشد...

رسول یونان

***

زندگی بار گرانی ست

که بر پشت پریشانی تست

کار آسانی نیست

نان در آوردن و غم خوردن و عاشق بودن...

مجبتی کاشانی

***

به تو فکر میکنم

و دلم پُر می شود از تنهایی

همچون برکه ای

که به تصویر ماه

دل بسته است...

یاور مهدی پور

***

از قول من

به باران بی امان بگو:

دل اگر دل باشد

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد..

سیدعلی صالحی

***

از تو که حرف می زنم

همه فعل هایم ماضی اند...

حتی ماضی بعید!

ماضی خیلی خیلی بعید....

کمی نزدیک تر بنشین

دلم برای یک حال ساده تنگ شده است..

معصومه ناصری

***

گاهی دلم می خواهد بگذارم بروم

بی هر چه آشنا

گوشه ی دوری گمنام

حوالی جایی بی اسم

سیدعلی صالحی

***

نازلی سخت نگفت...

نازلی ستاره بود

یکدم در این ظلام درخشید و جست و رفت...

نازلی بنفشه بود

گل داد و مژده داد:

زمستان شکست!

و رفت...

شاملو

***

شک ندارم اشک می ریزند ماهی ها در آب

اشک ماهی ها نباشد آب دریا شور نیست

مهتاب یغما

***