تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب

طاعت عشق ثوابی ست، که مقبول خداست

سر بی عشق، به تن بار گناهی ست عجیب(صفای اصفهانی)

***

سبحه بر زاهد، ریا بر شیخ، بر عاشق نیاز

آری آری بر خلایق هر چه لایق می رسد(حامد تبریزی)

                                                                            ***       

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود

بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا

نام خدا نبُردن از آن بِه که زیر لب

بهر فریب خلق بگویی خدا خدا(فروغ فرخزاد)

***

سایه ویرانه غم خلوت دلخواه ماست

کاخ قرمز گون هستی از تو باد از ما مباد (سیمین بهبهانی)

***

غنچه امروز به ناز است، ولی روز دگر

به تحیر بنگر پیرهن صد چاکش(اهتمام)

***

فلک هر چین که از مویم گشاید

دگر چینی بر ابرویم فزاید(حسین مسرور)

***

دل به یاری نسپردیم که آخر نشکست

به کسی مهر نبستیم، که آخر نگسست(پژمان بختیاری)

***

قامت سرو تو ترسم، که کند فتنه به پای

ای قیامت چه بلایی تو؟ که برپا شده ای(شهران)

***

ندیده خیر جوانی، غم تو کرد مرا پیر

برو که پیر شوی، ای جوان خیر ندیده(شهریار)

***

نقش کردم رخ زیبای تو در خانه دل

خانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند(رحمت علیشاه)

***

یک صافدل، در انجمن روزگار کو؟

عالم گرفت تیرگی، آیینه دار کو؟(صائب)

***

ز پاره دل من، هیچ گوشه خالی نیست

کدام سنگدل، این شیشه بر زمین زده است؟(ابراهیم شوکتی)

***

طبیب اهل دل آن چشم مردم ازار است

هزار حیف که آن هم همیشه بیمار است(ظفرکرمانی)

***

شادیم از رهایی مرغان هم قفس

شاید یکی به باغ رساند پیام ما(عزتی شیرازی)

***

من نگویم که ز حال مَنَت آگاهی نیست

تو زمن با خبر اما ز خدا بی خبری(محمود قاجار)

***

دل که رنجید از کسی خُرسند کردن مشکل است

شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

***

گویی از خامه تقدیر، غرض نقش تو بود

کز ازل تا به ابد اینهمه تصویر کشید(نیاز اصفهانی)

***

طاووس را ز بال و پَر آید وَبالها

تا خود چها به ما رسد از عقل و هوش ما(رعدی آذرخشی)

***

لذت اندر ترک لذت بود، ای آزادگان

ما گدایان، ترک این لذت نمی دانسته ایم(لامعی دهلوی)

***

ترک دیوانگی از طعنه مردم نکنیم

شهر اگر تنگ شود دامن صحرایی هست(مجذوب علیشاه)

***

پیش من، در طلب یار به حسرت مردن

بِه از آنست که پرسم ز کسی یار کجاست(وحید قزوینی)

***

سوزد و گرید و افروزد و خاموش شود

هر که چون شمع، بخندد به شب تار کسی(منعم اصفهانی)

***

دلا بی من چه می کردی تو در کوی حبیب من

الهی خون شوی ای دل، تو هم گشتی رقیب من(جلال اسیر)

تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب

هر جا که افتادم ز پا، ناگه تو را کردم صدا

غافل که آندم هم مرا، نوعی هدایت کرده ای(معینی کرمانشاهی)

***

چشم عیب از مردمان بردار و، عیب خود نگر

هر که عیب خویش بیند، از همه بیناترست(عماد الدین نسیمی)

***

اگر گفتم که دارد یار من آیین دلجویی

معاذ الله غلط کردم، خطا کردم، ندانستم (هلالی جغتایی)

***

با ضعیفان هر که گرمی کرد، عالمگیر شد

ذره پرور باش تا خورشید تابانت کنند(ظلی تبریزی)

***

تمام عمر، ستم کرد و من همان عاشق

به یک نگه که در آغاز دلربایی کرد (حزینی خراسانی)

***

چندان می اش دهید که بیهوشی آورد

شاید که یاد من به فراموشی آورد(آصفی هروی)

***

من تنگدل ز کنج قفس نیستم، ولی

یک ناله در میان گلزارم آرزوست(آذر بیگدلی)

***

چیست گیتی؟ کهنه زندانی، کهن ویرانه ای

کاید از هر گوشه اش بانگ خروش و ماتمی (بقا)

***

سینه ما هیچ گه، بی ناوکِ جُوری نبود

این مصیبت خانه کم دیدم که مهمانی نداشت(کلیم کاشانی)

***

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را

ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم(شهریار)

***

سیرم ز عمر خود، نفسی از برم برو

شاید که رفتنت سبب مردنم شود(یحیی لاهیجی)

***

دست اگر کوتاه باشد، آرزویی می کنیم

زلف مشگین تو را از دورف بویی می کنیم(صائب)

***

صفا غریب و محبت غریب و عشق غریب

شکسته ناله مرغان این دیار، چرا(معینی کرمانشاهی)

***

طی این مرحله بی راهبری ممکن نیست

قطره بی ابر ندانست، که دریایی هست(مجذوب علیشاه)

***

غمش را غیر دل سرمنزلی نیست

ولی آنهم نصیب هر دلی نیست(فروغی بسطامی)

***

«کلیم» بوسه چه خواهی، به این تهی دستی؟

از آن حریف که دشنام رایگان ندهد(کلیم کاشانی)

***

ماه من مَنما رخ خود مردم آسوده را

شمع روشن دشنه باشد چشم خواب آلوده را(بیک)

***

خموشی و گوشه نشینی، مگر نگاه توام؟

لطیف و زودگریزی، مگر خیال منی؟(سیمین بهبهانی)

***

کمتر از ذره نیی، عشق بورز

تا به خلوتگه خورشید رسی، چرخ زنان (حافظ)

***

ما چو پیمان با کسی بستیم، دیگر نشکنیم

گر همه زهر است چون خوردیم ساغر نشکنیم(وحشی بافقی)

***

منه تو پای خود از حد خویشتن بیرون

به آنچه کرده خدایت عطا، رضا میباش(محسن ساعی)

***

نه شکوفه و نه برگی، نه ثمر نه سایه دارم

متحیرم که دهقان، به چه کار کشت ما را؟(ذوقی اردستانی)

***

یاد لبخند تو هر دَم بَرد از هوش مرا

جای تو، یاد تو تا چند هم آغوش مرا(معین کرمانشاهی)

***