با شاعران برون مرزی
***
به سکوتم....
به قوی ترین سلاحم احترام بگذار
طنینش را می شنوی؟
از زیبایی آن چه می گویم لذت می بری؟
نزار قبانی- شاعر سوری
***
سراپا خیس
از عشق و باران
در پاسخ شان چه خواهی گفت
اگر بپرسند
آستینت را
کدام یک تر کرده است؟...
ایزومی شکیبو شاعر ژاپنی ( ترجمه عباس صفاری )
***
اولین شاعر جهان
حتما بسیار رنج برده است
آنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت
و کوشید برای یارانش
آنچه را که هنگام غروب خورشید احساس کرده
توصیف کند!
و کاملا محتمل است که این یاران
آنچه را که گفته است
به سخره گرفته باشند . . .
جبران خلیل جبران شاعر لبنانی
***
نایست،
برو،
ما با هم دوام میآوریم؛
و با هم،
گرچه جدا از هم،
از سر ِ لرز ِ واپسین ِ سرخوردگی میجهیم
تا یخِ آبهای روان را بشکنیم
و خود را در آن بازشناسیم.
رنه شار - شاعر فرانسوی
***
کلید دلت کجاست؟
نحس است آن پرندهای که گذشت
با من چیزی نگفت
لرزان به خویشم وانهاد
حالا دلت کجاست؟
درختِ وحشتی میلرزد
و من هیچ ندارم جز چشمانی از عطش
و کوزهای خالی از آب .
به زیر آواز، صداست
و زیر صدا، برگ است
که درختش رها کرد
تا از دهانم بریزد
خوان کلمن،شاعر آرژانتینی-ترجمه- آرمین نیکنام
***
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد