تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
***
از دو بینی بگذر تا به حقیقت بینی
که میان حرم و دیر مغان این همه نیست
میرزاعباس فروغی
***
گر نه فریاد غریبانه ی ما رهبر اوست
غم چه داند که در ین شهر کجا خانه ماست
سیدمحمد سحاب
***
مبر گمان سلامت روی به قافله ای
که ناله ی دل مظلومی از قفا دارد
ملامحمدباقر صحبت
***
قامتم از خمیدگی صورت چنگ شد ولی
چنگ نمی توان زدن زلف خمیده ی تو را
میرزا عباس فروغی
***
گفتم از گریه مگر باز شود عقده ی دل
آن هم از طالع برگشته گره شد به گلوی
میرزا عباس فروغی
***
به کویی شد دل از دستم که هر سوی
دلی در دست و دستی بر دلی بود
سیدحسین مجمر
***
مانند گلبنی که به ویرانه گل کند
آگه نشد کسی ز بهار و خزان ما
منعم
***
به من اظهار رنجش می کند از غیر وزین غافل
که نه شادش توانم دید با غیر و نه ناشادش
میرزاعبدالباقی
***
گفتمش دل ز غم عشق تو خون خواهد شد
زیر لب خنده زنان گفت که چون خواهد شد
میرزا عبدالوهاب نشاط
***
بردیم به کوی تو پناه از ستم چرخ
دیدیم که از چرخ تو ستمکار تری هست
میرزا عبدالوهاب نشاط
***
دل بردی و دین مبر، اگر شرم
از خلق نکردی، از خدا کن
آقامحمد کاظم واله
***
ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است
ناصح از باده سخن گو که نصیحت باد است
میرزا ابوالحسن یغما
***
نه زاهد بهر پاس دین ننوشد می از آن ترسد
که گردد آشکارا وقت مستی کفر پنهانش
میرزا ابوالحسن یغما
***
گریه چشم از پی تعمیر دل باشد که سیل
هرچه از معموره پیدا کرد در ویرانه ریخت
حشمت شاه جهان آبادی
***
در هزاران سال یک طوفان به عالم دید نوح
ما به روز هجر صد طوفان به یک دم دیده ایم
آنترام مخلص
***
ای محبت چقدر خانه برانداز خودی
دل که آرامگهت بود خرابش کردی
مظهر
***
طبیبا کوشش بی جا مکن در چاره دردم
که گر دردم بدانی چیست درمانی ز درمانم
میرزامحمدحسین حسینی
***
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد