تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
***
آرزو مرد و جواني رفت و عشق از دل گريخت
غم نميگردد جدا از جان مسكينم هنوز
رهي معيري
***
پيش از اين كاري نكرد اميدواريهاي من
نااميديهاي من زين پس مگر كاري كند
سحاب اصفهاني
***
تپيدن، سوختن، برخاك و خون غلطيدن و مردن
بحمدالله كه درد عاشقي تدبيرها دارد
نعمت خان عالي
***
تو عهد كردهاي كه كشاني به خون مرا
من جهد كردهام كه به عهدت وفا كني
فروغي بسطامي
***
اي اشك! هرچه ريزمت از ديده زير پاي
بينم كه باز بر سر مژگان نشستهاي
علي اشتري
***
بهر صيدم چند تازي؟ خسته شد پاي سمندت
صبركن تا من بهپاي خويشتن آيم به بندت
فرصت شيرازي
***
از تلخي سؤال ، گروهي كه واقفند
فرصت به لب گشودن سائل نميدهند
صائب تبریزی
***
گه نظاره مجال نفس کشیدن نیست
که در میان من و او نفس نمی گنجد
رضی اصفهانی
***
شب ها تو خفته، من به دعا، کز تو دور باد!
آه کسان، که بهر تو در خون نشته اند
بابا نصیبی
***
حديث ترك محبت به او چنان گفتم
كه بى ثباتى ام از حرف اولين دانست
عاشق اصفهانی
***
باغبانان فلك را دست و پا بايد بريد
در جهان تخم جدائي را چرا ميكاشتند
لاادری
***
پيشتر زآنكه دهد خامه بهدستش استاد
الف قامت او مشق قيامت ميكرد
صائب تبریزی
***
پيش تو دعا گفتم و دشنام شنيدم
هرگز اثريبهتر از اين نيستدعا را
هلالي جغتائي
***
چون حلقهي كعبه است سزاوار پرستش
چشمي كه نگاه هوسآلود ندارد
صائب تبریزی
***
خيالم در دل و دل در خم زلف
پريشان در پريشان در پريشان
شمسالعلما رباني
***
خانهي جانم ز غم كردي خراب
خوب كردي خانهات آباد باد
لطيف داغستاني
***
دلم اشك وفا در بزم آن بيگانه ميريزد
چوصيادي كهپيشصيد وحشيدانه ميريزد
نظام دستغيب
***
دير آشنا نگاه تو بيگانهپرور است
داغم از اين كه با تو چرا آشنا شدم
اسير اصفهاني
***
دل به نگاه اولين گشت شكار چشم تو
زخم دگرچهميزني صيد بهخون طپيده را؟
فروغي بسطامي
***
دستي بهدامن تو دستي به آسمان
دست دگر كجاست كه خاكي به سر كنم
آشفته ايرواني
***
می برم منزل به منزل چوب دار خویش را
تا کجا پایان دهم آغاز کار خویش را
حسین اسرافیلی
***
تکیه بر عهد تو کردیم و نمی دانستیم
کانچه نزد تو حقیر است همان میثاق است
صا د ق سرمد
***
آه ازدل سنگ توکه نگذاشت برآریم
درکنج قفس آه غریبانۀ خود را
امیری فیروزکوهی
***
دربرآینه وشمع زدی شانه بزلف
تا بسوزد جگرآینه وشانه وشمع
خوشدل تهرانی
***
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد