تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
***
پشتو روي نامهي ما هردو يكمضمون بود
روز ما را ديدي از شبهاي تار ما مپرس
صائب تبریزی
***
اگر مجنون دل آزردهاي داشت
دل ليلي از آن آرزدهتر بود
خضري خوانساري
***
آشنائي حلقه بر در ميزند
كيست تا بيرون كند بيگانه را
نشاط اصفهاني
***
روز اول ديدمش گفتم
آنكه روزم سيه كند اين است
علينقي كمرهاي
***
تا به دستش داد قاصد ، كرد با مكتوب من
آنچه دستم در فراقش با گريبان ميكند
شايق لرستاني
***
حال خود گفتي: بگو بسيار و اندك هرچه هست
صبر اندك را بگويم يا غم بسيار را؟
هلالي جغتائي
***
خودنمائي شيوهي من نيست ، چون ديوار باغ
گل به دامن دارم اما خار بر سر ميزنم
كليم كاشاني
***
پاي صبا ببند و سر شيشه باز كن
از بزم ما مباد به جائي خبر برد
ديدي كه خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد كه شب را به سر برد
شفائي اصفهاني
***
یک دل و یک جهت و یک رو باش
از دو رویان جهان یک سو باش
جامی
***
هر چه گشتيم در اين شهر نبود اهل دلي
که بداند غم دلتنگي و تنهايي ما
معيني کرمانشاهي
***
همرهي شرط است اندر کارها
تا رسد آسان به منزل بار ها
ياسمي
***
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد