تک بیتی، دو بیتی، رباعی های ناب ناب ناب
***
لرزد دلم ز قامت خم، همچو برگ بید
دیوار پی گسسته، پناه کسی مباد
صائب تبریزی
***
حیاتی در گذر دارم، چه سود از بود و نابودش
متاع روی در نقصان، چه سامان آید از سودش
نظیری نیشابوری
***
قوت بال طلب ما را به این گلشن رساند
ورنه پرواز اینقدر در تنگنای پر نبود
فصیحی هروی
***
چون میوه ی سرما زده، در نشئه خامی
پژمرده شدیم و به رسیدن نرسیدیم
طالب آملی
***
چون صبا، سنبل امید در آغوشم بود
بخت بد، شانه کش طره حرمانم کرد
قدسی مشهدی
***
نشر تا می کنی در مجلس عمر
چو دور جام، عهد جم گذشته است
سلیم طهرانی
***
ای ساکن عدم زار! کشتی مران در آبش
طوفانی ملال است، دریای زندگانی
طغرای مشهدی
***
ای گلبن طالع! چه نهی روی به زردی
فصلی نگذشته است ز سر سبزی باغم
نظیری نیشابوری
***
تعلقم به فلک نیست، آن اسیر نیم
که چون نسیم، مقید به هر حباب شوم
قدسی مشهدی
***
ظلمات قسمتم کرد، همسفره ی سکندر
او بوی آب نشنید، من رنگ نان ندیدم
طغرای مشهدی
***
ببین عمر سبکرو را، مپرس ای همنشین! حالم
که حسرت بر بقای شبنم و عمر شرر دارم
سلیم طهرانی
***
گفتم به آستین، که چه داری نثار دوست
جان، بانگ برگرفت که در آستین منم
طالب آملی
***
در بیابان تمنا هر قدم دیوانه ای است
لیک مجنون تو بودن، کار هر مجذوب نیست
قدسی مشهدی
***
مپرس حال مقیمان خانه افلاک
که نان به طاق بلند است و آب در چاه است
سلیم طهرانی
***
گفتی که نعش ما را، کس پیش و پس نباشد
روزی که ما نباشیم گو هیچ کس نباشد
طغرای مشهدی
***
دل آزرده ام از خنده اش آزرده تر گردد
جراحت بیش می سوزد، چو می سازی نمکسودش
نظیری نیشابوری
***
وای بر آیندگان روزگار ای آسمان!
گر کنی با دیگران هم، آنچه با ما کرده ای!
قدسی مشهدی
***
نمی افتاد چندین رخنه در بنیاد رسوایی
گر از آغاز، دست عقل دعویدار می بستم
نظیری نیشابوری
***
بپرس از دیگران ذوق طرب را
که عمر ما همه در غم گذشته است
سلیم طهرانی
***
ز داغ گمشده فرزند جانگدازتر است
ز فوت وقت به دل، داغ حسرتی که مراست
صائب تبریزی
***
در جهان هر لحظه افزون می شود طول امل
معنی این نکته را از موی زندانی بپرس
سلیم طهرانی
***
ز آسیای گران سنگ، دانه را نبود
ز سیر دور فلک ها شکایتی که مراست
صائب تبریزی
***
عیش این گلشن مپرس از گل، که تعجیل خزان
فرصت یک آب خوردن در گلستانش نداد
سلیم طهرانی
***
چون نسایم دست برهم، کز شمار نقد عمر
زنگ افسوسی به دست بادپیما مانده است
صائب تبریزی
***
متاع دیر اگر داریم، بر ما رد مکن زاهد!
به عزم کعبه می رفتیم، راه کاروان گم شد
نظیری نیشابوری
***
می کنده از هر مویم سفیدی، راه مرگ
پایم از خواب گران، در سنگ خارا مانده است
صائب تبریزی
***
از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس
گر سراغ سیل میگیری، ز ویرانی بپرس
سلیم طهرانی
***
لاله وارم دل ز غم صد چاک شد و ز بی کسی
هیچ کس ننهاد غیر از داغ دستی بر دلم
کلیم همدانی
***
نیست جز طول امل در کف مرا از عمر هیچ
از کتاب من، همین شیرازه برجا مانده است
صائب تبریزی
***
غربتم گفت مگو روی وطن خواهم دید
بازگشتن چو در این آمدن از یادم رفت
طغرای مشهدی
***
مرهم به داغ غربت ما کی نهد وطن؟
گوهر ندیده ایم که دیگر به کان رسد
کلیم کاشانی
***
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد