صد وعده امید به دل داده ام دروغ

چون من مباد هیچ کسی شرمسار خویش(صائب)

***

چون کوزه می در بغلم گیر که خواهم

با غلغله خون گریم و با جوش بمیرم (شهر آشوب)

***

گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیر غم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند(ه.ا. سایه)

***

ره ندارد جلوه آزادگی در کوی عشق

سرو اگر کارند آنجا بید مجنون می دمد(صائب)

***

فریاد من ز سینه نالان خویش نیست

چون نی، دلم ز درد دل دیگران پر است(امیری فیروز کوهی)

***

ز سوز دل نفسی پیش کس نیارم زد

که یار همنفسی مهربان نمی بینم(حلاج)

***

عشقبازی را چو خوش فرهاد مسکین کرد و رفت

جان شیرین را فدای جان شیرین کرد و رفت

یادگاری در جهان از تیشه بهر خود گذاشت

بیستون را گر ز خون خویش رنگین کرد و رفت(فرخی یزدی)

***

خوشا کسی چو رو کرد سوی او دنیا

به اختیار گذشت و به اختیار گذاشت(فیض کاشانی)

***

ضرب دشمن اگر چه با ضرر است

زدن دوست جانگدازتر است(مکتبی شیرازی)

***

روشن بگویمت که فزون بر نیاز خویش

اهل زمانه بر تو عنایت نمی کنند(معینی کرمانشاهی)

***

جز ناله انیس دل بیمار، کسی نیست

آن هم نفسی هست ز ضعف و نفسی نیست(لسانی شیرازی)

***

سینه من گور عشق و آرزوها بود و من

زنده بودم روزگاری در مزار خویشتن( معینی کرمانشاهی)

***

پیش آن غارتگر جان، دل ندارد قیمتی

راهزن، کی قدر داند؟ گوهر دزدیده را( امیر تهرانی)

***

چو میوه زحمت خود را، به دوش شاخه منه

رضا مشو، که شوی در زمانه بار کسی( دیوانه قمشه ای)

***

باده پر خوردن و هشیار نشستن سهل است

گر به دولت برسی، مست نگردی، مردی( پوریای ولی)

***

سوختیم و جوهر ما بر کسی ظاهر نشد

چون چراغان شب مهتاب بی جا سوختیم(دانش مشهدی)

***

تمام هستی ام، دلم، به خاطرت گریستم

بخند ای تمام من، دمی برای خاطرم(صادق رحمانی)

***

از سیته می کشم ز جفای تو آه و باز

در دل ز آه خود به خدا می سپارمت(صفایی نراقی)

***

که می گوید که می نتوان زدن بی جام و پیمانه؟

شراب از لعل گلگونت بده، پیمانه اش با من(حمید نقوی)

***

شبی نگذشت کز دست غمش چو نی ننالیدم

دریغ از ناله پنهان که پیدا نیست تاثیرش(فروغی بسطامی)

***

بر عهد وفا کردن و پیمان نشکستن

در مذهب خوبان جهان وهم و گمانست(حامد تبریزی)

***

شبی پروانه ای دیدم میان شعله شمع

حسد بردم بر احوالش که خوش مستانه می سوزد(علی اشتری)

***

ظالم ار، سندان بود مظلوم را

تیر آه از سخت سندان بگذرد(حاجب شیرازی)

***

ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی

در شرط ما نبود که با من تو این کنی(فرخی سیستانی)

***

طواف کعبه روا نیست، در شریعت عشق

بیا، که کعبه آمال و آرزو اینجاست(حسین احمدی)

***

فدای خانه در بسته ات شوم، مجنون

به هر طرف که نظر افکنم، بیابانست(مقیما اصفهانی)

***

گر نگشتم شاد و خندان از تو ای قاصد مرنج

ذوق پیغام و خبر چون لذت دیدار نیست(همایون اسفراینی)

***

از آب زندگانی چه حکایت کند کسی

با دل شکسته ای که ز هستی گذشته است(بابا فغانی)

***

گز ز آزادی نمی جویم نشان، عیبم مکن

این قفس، نام گلستان را ز یادم برده است(گلشن کردستانی)

***

مرا روز قیامت غمی که هست اینست

که روی مردم دنیا دوباره باید دید(صائب)

***

سخت دلتنگ شدم خانه صیاد خراب

کاش روی قفسم جانب صحرا می کرد(طاهری نایینی)

***

گرفتم آن سر زلف و کشیدم صد گرفتاری

بدست خویش خود را مبتلا کردم، ندانستم(هلالی جغتایی)

***

مخند ای نوجوان زنهار، بر موی سپید

که این برف پریشانی، سر هر بام می بارد(صائب)

***