تک بیتی دو بیتی رباعی های ناب
جــمــال خــود مــنـمـا، جـز بـه دیـده پـر آب
روا مــدار، تــیــمــم بــه خـاک، در لـب آب- سلمان ساوجی
***
پـیـران کـه چـنـیـن مـقام و حرمت دارند
زان نیست که یک دو دم قدامت دارند
ایـن حـرمـت از آن اسـت که آنها دو نفس
در رفـتـن از ایـن خـرابـه سـبـقـت دارنـد- خلیل الله خلیلی
***
ای مستِ ناز، طعن اسیری به ما مزن
از خویش غافلی که بگشتی،اسیر خویش- حزين لاهيجي
***
در دل مـا، خـار غـم بـشـکـست و در دل غم، بماند
چــیــســت یــاران، چــاره غــمــهــای بــیپـایـان مـا؟ - سلمان ساوجی
***
نومید نیستیم ز احسان نوبهار
هرچند تخم سوخته در خاک کردهایم
نیست طول عمر را کیفیت عرض حیات
ما به آب تلخ، صلح از آب حیوان کردهایم – صائب تبریزی
***
به گیسویت که از سویت به دیگر سو نتابم رخ
گرَم صد بار چون گیسو به گرد سر بگردانی- قاآني
***
دیــده از شــوق تــو تــا، لــذت بــیــداری یــافـت
هـیـچ در چـشـم مـن ای دوسـت، نـمیآید خواب- سلمان ساوجی
***
چشم گریان تو نازم ، حال دیگرگون ببین
گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین
بر نتابید این دل نازک غم هجران دوست
یارب این صبر کم و آن محنت افزون ببین- ه.ا.سایه
***
بینم چو وفا ز بی وفایی ترسم
در روز وصال از جدایی ترسم
مردم همه از روز جدایی ترسند
جز من که ز روز آشنایی ترسم- عبد الرزاق لاهيجي
***
دیشب درآمد آن بت مه روی شب نقاب
بـر مـه کـشـیـد چنبر و درشب فکند تاب
رخـسـارش آتـش و دل بـیچارگان سپند
لـعـل لـبـش مـی و جگر خستگان کباب- خواجوی کرمانی
***
خـبـرت هـسـت کـه در بـادیه ی هجر تو نیست
تـکـیـه گـاهـم بـجز از خار مغیلان همه شب-خواجوی کرمانی
***
رفتند رفیقان دل صد پاره ببردند
کـردنـد رهـا دامـن صـد پاره ما را-امیرخسرو دهلوی
***
چـنـدیـن چـه غمزه میزنی از بهر کشتنم
صـیـد توزنده نیست مکن رنجه شست را-امیرخسرو دهلوی
***
دانه از خال سیه داری و دام از سر زلف
وای بر حال من و مرغ دل غافل من- فرصت شيرازي
********************
ابیات زیر هم تقدیم دوستانی که گلایه کردند چرا شعر نو کوتاه نمیزارم
***
تو
غافلگیری ِ رگبار بودی
و من
مردی که چتر به همراه نداشت
گروس عبدالملکیان
***
نفسهايت را
پُک میزنم!
ريههايم غرق بوسه میشوند...
نغمه افشار
***
حسرت روزهای رفته را نمیخورم
جز یک شب تابستان که حسابش جداست
ناظم حکمت
***
آخرین برگ سفرنامهی باران این است
که زمین چرکین است...
شفیعی کدکنی
***
به تو فکر میکنم
مثل کوچه به روز
مثل نوشتن به نی
مثل خدا به کافر خویش
وُ مثل زندان به زندگی
سید علی صالحی
***
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدهای ما
هر روز بی تو
روز مباداست !
قیصر امین پور
***
پر کن پیاله را
کاین جام آتشین
دیری ست ره به حال خرابم نمی برد !
دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر ، خوابم نمی برد !
فریدون مشیری
***
دستت
مثل یک شعر سیاسی گرم است...
رضا بروسان
***
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست؛
اما...
نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!
سهراب سپهری
***
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد